بیا بشین کنار من.
با دستات انگشتای پات رو یکی یکی بگیر. به نظر خنده دار می
یان! به نظر من که قشنگن. کوتاه و کوپولی..
حالا آروم دست بکش کف پاهات. حس جالبیه.
یادت بیاد که پاهات تو رو کجاها بردن. از هر جا که خاطرات خوب
داری، به خاطر پاهاته..
به یه جای خوب فکر کن. یه جای قشنگ. به پاهات مهلت بده و
ازشون بخواه خیلی زود تو رو اونجا ببرن.
به دستات نگا کن. انگشتای دستت رو تکون بده. فوق العادس.. تا
حالا قشنگ تر از دستات چیزی دیدی!
یادت می یاد
چه چیزایی رو باهاشون نوشتی! چه چیزایی رو باهاشون لمس کردی! چه جاهایی رو با انگشتات
به کسی نشون دادی!
به دستات بگو می خوای بهترین کار و باهاشون انجام بدی.. زیباترین
احساس رو با اونا لمس کنی!
عجیب ترین قسمت وجودت انگشتات هستن. تنها عضوی که کارش شنوایی
نیست ولی می شنوه.. چی رو؟
دستت رو بذار روی قلبت. تاپ.. تاپ.. می شنوی؟! انگشتات صدای
قلبت رو می شنون.
چقد قلبت تند می زنه! واسه اینکه پر از حس قشنگی هستی. می
خوای تا وقتی زنده ای قلبت همین طور پر از هیجان بزنه. تاپ.. تاپ..
به قلبت بگو همیشه بخنده که دستات صدای قلبت رو بشنون..
پشت دستت رو بذار رو پیشونی ات. چه داغه! سرت پر از فکرای جور وا جوره. فکر می کنی تو بهترینی؟ آره! چون
هستی. فکر می کنی به قله می رسی؟ آره! چون
داری از کوه بالا می ری. سرت پر از تصویرای
قشنگه. مگه
نه!!
بیا وایسا کنار من. رو به روی آینه..
چه قدر زیباست. این تویی. تا حالا اینقد خوشگل شده بودی!!
همه ی بدنت داره می خنده. می خوای به قشنگ ترین ها برسی چون تو لایق رسیدن بهشی. ببین پاهات، دستات،
قلبت، فکرت.. همه دارن تو رو می برن به جایی که
همیشه تو رویاهات بوده ولی از حالا قراره رنگ واقعیت بگیره..
همیشه بخند