تبليغاتX
هم عسل، هم حنظل
هم عسل، هم حنظل
تماس آرشیو صفحه نخست
  عجب رسميه     سه شنبه 5 اردیبهشت1391  -  20:25  -  اِلی  

وقتي كه اين همه سياست به خرج مي دم و كلي برنامه ريزي مي كنم هيچي مطابق ميلم پيش نمي ره. حالا كه اصن حوصله ندارم و مي گم به ...، هر غلطي مي خوان بكنن و هر حرفي مي خوان بزنن! عجيب همه چي به نفع من پيش ميره..

آخه دنيا خيلي خري ها!!!


لینک به نوشته  |   
 
  پاهات، دستات، قلبت، فکرت     سه شنبه 24 آبان1390  -  18:11  -  اِلی  

بیا بشین کنار من.

با دستات انگشتای پات رو یکی یکی بگیر. به نظر خنده دار می یان! به نظر من که قشنگن. کوتاه و کوپولی..

حالا آروم دست بکش کف پاهات. حس جالبیه.

یادت بیاد که پاهات تو رو کجاها بردن. از هر جا که خاطرات خوب داری، به خاطر پاهاته..

به یه جای خوب فکر کن. یه جای قشنگ. به پاهات مهلت بده و ازشون بخواه خیلی زود تو رو اونجا ببرن.

به دستات نگا کن. انگشتای دستت رو تکون بده. فوق العادس.. تا حالا قشنگ تر از دستات چیزی دیدی!
یادت می یاد چه چیزایی رو باهاشون نوشتی! چه چیزایی رو باهاشون لمس کردی! چه جاهایی رو با انگشتات به کسی نشون دادی!

به دستات بگو می خوای بهترین کار و باهاشون انجام بدی.. زیباترین احساس رو با اونا لمس کنی!

عجیب ترین قسمت وجودت انگشتات هستن. تنها عضوی که کارش شنوایی نیست ولی می شنوه.. چی رو؟

دستت رو بذار روی قلبت. تاپ.. تاپ.. می شنوی؟! انگشتات صدای قلبت رو می شنون.

چقد قلبت تند می زنه! واسه اینکه پر از حس قشنگی هستی. می خوای تا وقتی زنده ای قلبت همین طور پر از هیجان بزنه. تاپ.. تاپ..

به قلبت بگو همیشه بخنده که دستات صدای قلبت رو بشنون..

پشت دستت رو بذار رو پیشونی ات. چه داغه! سرت پر از فکرای جور وا جوره. فکر می کنی تو بهترینی؟ آره! چون هستی. فکر می کنی به قله می رسی؟ آره! چون داری از کوه بالا می ری. سرت پر از تصویرای قشنگه. مگه نه!!

بیا وایسا کنار من. رو به روی آینه..

چه قدر زیباست. این تویی. تا حالا اینقد خوشگل شده بودی!!

همه ی بدنت داره می خنده. می خوای به قشنگ ترین ها برسی چون تو لایق رسیدن بهشی. ببین پاهات، دستات، قلبت، فکرت.. همه دارن تو رو می برن به جایی که همیشه تو رویاهات بوده ولی از حالا قراره رنگ واقعیت بگیره..

همیشه بخند

لینک به نوشته   
 
  دنیا بدون حسود چه رنگیه؟     سه شنبه 29 شهریور1390  -  16:16  -  اِلی  
واسه همه ی اونایی که این پست و می خونن آرزو می کنم که تا فرسنگ ها دورشون هیچ احدی بهشون حسادت نکنه.

حسادت خیلی چیز بدیه. کسی که حسادت می کنه هم خودش و نابود می کنه هم بقیه رو..

الان خیلی ناراحتم.

هر قدمی که بر می دارم آخرش یکی پیدا می شه که حسادت کنه. این خیلی آزار دهندس.

دلیل حسادت رو نمی فهمم. کمبود؟ نبود استعداد؟ ناتوانی؟ عقده های درونی؟

ولی اون هایی که حسود هستن هر چقد بیشتر دقت می کنم، بیشتر می فهمم که از نعمت های خدا بهترین ها رو دارن، بالاترین استعداد، توانایی زیاد و زندگی عالی.. پس حسادت چرا؟

حسادت به زندگی ام، رفتارم، برخورد اطرافیانم، کارام، حتی نفس کشیدنم و زنده بودنم؟!!

اوه خدای من!!

تحمل این چیزا خیلی سخته!! خدایا هر کسی که به من حسادت می کنه بهش عین همون چیزی رو که من دارم و باعث حسادتش شده رو بده..

نه!!

خدایا بهش 2 کیلو بیشترش رو بده. تا دیگه حسادت نکنه و من بتونم آزادانه نفس بکشم.

لینک به نوشته   
 
  ...كنارت كمي قدم بزند     یکشنبه 27 شهریور1390  -  17:22  -  اِلی  

عاشق اصفهانم حتي بدون زاينده رود.


لینک به نوشته   
 
  خيره به آسمان     سه شنبه 22 شهریور1390  -  16:55  -  اِلی  
   يه پري دريايي، با موهاي بلند و مواج، چند تا گل ريز زده به موهاش. نشسته، دستاش و گذاشته رو زانوش، با لبخند و اميد، خيره شده به آسمون.

...

دنيا هميشه رو به جلو مي ره، حتي يك ثانيه رو هم نمي توني به عقب برگردوني.

...

كسايي هستند كه هميشه خوبند، با همه خوبند، در هر حال مهربوني مي كنند.

...

يه نفر هميشه مي گذره، از همه چيز مي گذره، از خوبي مي گذره، از بدي مي گذره. يه نفر در حال عبوره.

...

يه پري دريايي زل زده به آسمون. مي خنده، اميدواره.


لینک به نوشته